شيخ ذبيح الله محلاتى

78

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

جامه از روى فاطمه برداشت ديد آن مخدره دار فانى را بدرود گفته اسماء خود را روى جنازه فاطمه انداخته او را مىبوسيد و مىگفت اى فاطمه چون نزد پدرت پيغمبر اكرم رسيدى سلام اسماء دختر عميس را بر او برسان پس اسماء گريبان پيراهن خود را چاك زد و از خانه بيرون دويد امام حسن و امام حسين اسماء را ديدار كردند و پرسيدند كه مادر ما فاطمه چه شد و كجا است ولى اسماء در جواب آن دو ساكت بود تا خود آن بزرگواران وارد خانه شدند مادر را ديدند كه به طرف قبله كشيده جناب امام حسين پيش آمد و مادر را حركت داد ديد مادر از دنيا رفته صدا بناله بلند كرد و قال يا اخاه آجرك اللّه ماتت امنا الزهراء پس حضرت امام حسن خود را به روى نعش مادر انداخت گاهى مادر را مىبوسيد و مىگفت اى مادر پيش از آنكه روح از بدنم جدا شود با من تكلم كن اسماء گويد جناب امام حسين پيش آمد پاهاى مادر را مىبوسيد و مىگفت اى مادر من فرزند تو حسينم پيش از آنكه قلبم شكافته شود و بميرم با من تكلم كن اسماء حسنين را گفت اى فرزندان رسول خدا در نزد پدر خود روانه شويد و او را از مرك مادرتان خبر دهيد حسنين ( ع ) از خانه بيرون آمدند و صدا بلند كردند مىگفتند يا محمداه يا احمداه امروز مصيبت مردن تو بر ما تازه شد كه مادر ما از دنيا رفت جناب امير المؤمنين در مسجد بود حسنين خبر مرك مادر را به آن جناب دادند حضرت از شدت اندوه بىهوش شد تا آنكه آب به صورت نازنينش پاشيدند پس آن حضرت به هوش آمد و مىفرمود كه اى فاطمه تا زنده بودى من خود را در مصيبت پيغمبر به تو تسليت مىدادم اكنون پس از مرك تو چگونه شكيبائى كنم . مسعودى گويد : چون فاطمه ( ع ) مرغ روحش بآشيان قدس پرواز كرد امير المؤمنين بسيار بىتابى مىنمود و گريه آن حضرت شديد شد و صداي ناله آن حضرت بلند و آشكار گرديد و از غايت حزن اين اشعار را انشاء مىفرمود : « لكل اجتماع من خليلين فرقة » إلى آخر ما ياتى . بالجمله امير المؤمنين حسنين را برداشته به خانه مراجعت نمودند ديدند اسماء بالاى سر فاطمه نشسته گريه مىكند امير المؤمنين با چشم اشگ‌بار پيش دويد و جامه از